ميرزا حسن حسينى فسايى
1248
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
نارنجهاى بزرگ ديدهام . هنگام : همان هنجام است . [ 7 ] - بلوك اردكان فارس اردكان در لغت نوعى از جداول و اشكال نجومى باشد ، چون قصبه آن در ميان دو كوه نزديك بههم كه گويا با قصبهاى كه به درازا افتاده ، سر جدول نجومى است ، يا آنكه « ارد » به معنى قهر و غضب است و « كان » معدن را گويند چون اهالى آن فتنهدوست و جنگجو بودند ، چنان كه اكنون چنيناند . درازى آن از « ده على » تا قصبه اردكان پنج فرسخ ، پهناى آن از « باسكان » تا « شهدا » يك فرسخ است و محدود است از جانب مشرق به بلوك كام فيروز و بيضا و از سمت شمال و مغرب و جنوب به نواحى ممسنى . از سردسيرات فارس است ، هواى تابستانش چون ماه ثور شيراز باشد و بر اين قياس شكارش بز و پازن و قوچ و ميش كوهى و كبك و تيهو و در تابستان چاخرق و هوبره ، درخت بساتينش سيب و گلابى و آلو و انگور است درخت كبوده و عرعرش چهار ساله تنومند شود كه در جاى ديگر هشت ساله و شش [ ساله ] . دو ماه پر از برف و يخ است : گرد كافور است گوئى بيخته بر كوهسار * تيغ پولاد است گوئى ريخته بر جويبار كوه زير برف همچون قار پوشيده به سيم * برف زير زاغ همچون سيم آلوده به قار برف كوهستانش ، محتاج به محافظت نباشد ، اهلش در تابستان از ايوان بيرون نخسپند ، آبش از رودخانه شش پير و رودخانه اردكان است ، زراعتش گندم و جو و نخود و عدس و لوبياى قرمز و ذرت « 1 » مكه است كه به عربى خنه روس و در شهرها گندمك و ذرتك « 2 » گويند و مال المعامله آن بلوك لوبياى قرمز است و روغن كه از كوه گيلويه خريده به شيراز آورند . و نام قصبه اين بلوك نيز اردكان است . در درهء كوهى افتاده و رودخانه پرآب بسيار خنك و شيرين از ميان آن قصبه دائما بگذرد و درختان تنومند از دو جانبش فرسخى از بالا و فرسخى از زير رسته به يكديگر پيوسته است كه در دو فرسخ راه ، آفتاب كمتر ديده شود . بساطى سبز چون جان خردمند * هوائى معتدل چون مهر فرزند پرنده مرغكان گستاخ گستاخ * حمايل بر حمايل ، شاخ بر شاخ به هر گوشه دو مرغك گوش بر گوش * زده بر گل صلاى نوش بر نوش به مسافت 16 فرسخ ميانه شمال و مغرب شيراز است ، عموم خانههاى آن از خشت خام و گل و چوب است و شمارهء آنها از 1000 درب خانه بگذرد و كلانتر آن حاجى بابا خان پسر حاجى على كلانتر پسر نياز ياسيجى است و « ياسيج » نام قريهاى است از توابع تل خسروى كوه - گيلويه و اين قصبه را چهار محله است : محله بال ، محله ساقى ، محله كلبارى ، محله ملا .
--> ( 1 ) . در متن : ( زرت ) . ( 2 ) . در متن : ( زرتك ) .